مروج آن بودند. انگليسيان به‌وسيله‌ٴ آلفرد سارشلي‌، رابرت گروستست‌، گيلبرت انگليسي‌، ريچارد وندووري از آن آگاه شدند. مهم‌ترين رساله‌هاي پزشكي لاتيني را در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌، مديون اين انگليسيان هستيم‌.1
در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ سيزدهم‌، مهم‌ترين آثار را ايتالياييان و يك پرتغالي دور از وطن تأليف‌ كردند. شخص اخير، يعني پدروي معروف به اسپانيايي (كه در 1276 - 1277، پاپ يوحناي‌ بيست و يكم خوانده شد) كتاب درسي كوچكي نوشت‌2 كه نه تنها در زبان لاتيني‌، بلكه در تعدادي از زبان‌هاي ديگر، از جمله عبري‌، از مقبوليت فراواني برخوردار شد. آشنايي اروپاي‌ مسيحي با فنون پزشكي به‌وسيله‌ٴ مردم جنوب ايتاليا، يعني استادان مكتب سالرنو در سده‌هاي‌ يازدهم و دوازدهم تحقق يافت‌. مهم‌ترين آثار لاتيني در عصر مورد بحث ما را در اواخر آن‌، ايتالياييان ديگري در شمال اين كشور تأليف كردند. ويليام ساليكتويي خلاصه‌ٴ بهداشت و معالجات را پس از سال 1275، و سيمون جنوايي يك واژه‌نامه‌ٴ پزشكي‌را احتمالاً در آخرين‌ دهه‌ٴ سده‌ٴ سيزدهم نوشت‌. تحت تأثير مدرسه‌ٴ حقوق بولونيا، تاديو آلدروتي به‌نوشتن رساله‌هاي‌ طبي به شيوه‌ٴ مَدْرسيان (اصحاب مدرسه‌) پرداخت‌. اين گرايش تازه در آثار گيللمو كوروي و پيِترو آبانويي انسجام بيشتري يافته است‌. اين آثار تاحدي ما را متوجه سده‌ٴ بعدي مي‌كند؛ از آن‌جا كه هر دو موٴلف در 1250 يا مقارن آن زاده شده‌اند، محققاً به سده‌ٴ سيزدهم‌، تعلق دارند. در واقع آثار پيِترو در نخستين دهه‌ٴ سده‌ٴ چهاردهم‌، تدوين يافته است‌.
مي‌توان گفت آثار نويسندگان پيش گفته از لحاظ محتوايي و هم‌چنين از نظر زماني به‌دوره‌ٴ مورد بحث نزديك است‌: به‌دوره‌ٴ سازمان‌دهي دوباره‌ٴ معلومات پزشكي پس از جذب آثار مهم‌ عربي‌، هم‌چنين عصر طب مستقل لاتيني يا اروپايي‌. جالب توجه اين است كه اين يادگارها به‌وسيله‌ٴ افراد متعلق به يك منطقه‌ٴ كوچك به‌وجود آمد، در يك چهار ضلعي كه جنوا، برشا، پادوا و بولونيا در چهار سويش قرار داشت‌.
شاخه‌ٴ مسيحي نورسته‌ٴ ديگري كه از درخت عربي برآمد مربوط به طب ارمني بود و با رساله‌اي كه در 1184 مخيتار هري نوشت و رساله‌هاي بي‌نام ديگري احتمالاً از همان زمان‌، خودرا نشان داد. اين رساله‌ها داراي فايده‌هاي ديرينه‌شناسي و زبان‌شناسي است‌، ولي از لحاظ علمي شايان توجه نيست‌؛ اين امر نه به‌خاطر ارزش ذاتي‌شان است كه از آثار لاتيني سده‌ٴ دوازدهم‌، چندان دست كمي ندارد، كه به‌خاطر ناباروري و بي‌حاصلي آنهاست‌. فقيرترين آثار لاتيني در حكم پله‌هايي بود كه تدريجاً به قله‌هاي طب جديد منتهي مي‌شد؛ آثار ارمني راه‌


1 De motu cordis. از آلفرد، Micrologus از ريچارد، و Lilium از گيلبرت‌.
2 .به نام Thesaurus Pauperum .